1 - علّت عمده و سرّ بزرگ و حقيقى غيبت معلوم نخواهد شد مگر پس از ظهور آن حضرت ، همانطور كه حكمت كارهاى خضر ، هنگامى كه موسى - على نبينا و آله و عليه السلام - با او مصاحبت داشت ، معلوم نشد مگر در وقت مفارقت آنها .
همانطور كه فايده و ثمرهء خلقت هر موجودى ؛ اعمّ از جماد و نبات و حيوان و انسان ، بعد از گذشتن ماهها و سالها ظاهر شده و مىشود .
2 - حكمتها و اسرار معلومى در اين غيبت است كه از آن جمله امتحان بندگان است ؛ زيرا به واسطه غيبت ، مخصوصاً اگر سرّ آن نامعلوم باشد ، مرتبه ايمان و تسليم افراد در برابر تقدير الهى ظاهر مىشود و قوت تديّن و تصديق آنان معلوم و آشكار مىگردد . همچنين در زمان غيبت به واسطه حوادث و فتنههايى كه روى مىدهد ، شديدترين امتحانات از مردم به عمل مىآيد ، كه شرح آن در اينجا ميسّر نيست .
و از جمله آن اسرار ، اين است كه : در دوره غيبت ، ملل جهان به تدريج براى ظهور آن مصلح حقيقى و سامان دهنده وضع بشر ، آمادگى علمى و اخلاقى و عملى پيدا كنند ؛ زيرا ظهور آن حضرت مانند ظهور انبيا و ساير حجج نيست كه مبتنى بر اسباب و علل عادى و ظاهرى باشد ؛ بلكه روش آن سرور در رهبرى جهانيان مبنى بر حقايق و حكم به واقعيات و ترك تقيّه ، شدت در امر به معروف و نهى از منكر و مؤاخذه سخت از عمّال و ارباب مناصب و رسيدگى به كارهاى آنها است ، كه انجام اين امور به تكامل علوم و و معارف ، و ترقّى و رشد فكرى و اخلاقى بشر نياز دارد ، به طورى كه استعداد عالمگير شدن تعاليم اسلام و جهانى شدن حكومت احكام قرآن فراهم باشد .
در خاتمه لازم است توجّه خوانندگان محترم را به كتابهاى بسيار پرارزشى كه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٩