تمام زر و سيم دنيا را به من بدهد ، كم داده است .
پس بشر بايد در راه كشف مجهولات و درك اسرار ، همواره كوشا باشد و اگر در يكجا كنجكاوى و تجسّسات او در راه كشف سرّى به جايى منتهى نشد ، آن را دليل بر عدم آن نگيرد .
همانطور وقتى چشمهاى او به تلسكوپهاى قوى و ميكروسكوپهاى ذرهبين مسلّح نبود ، حقّ نداشت منكر وجود موجودات ذره بينى و ميليونها كرات غيرمكشوف آسمانى شود .
همانطور كه كسى نمىتواند صداها و امواج صوتى تحت سمعى و امواج فوق سمعى را انكار كند .
و يا همانند حيواناتى كه همه رنگها را نمىبينند ، يا همه را به يك رنگ مىبينند ، نمىتواند رنگهايى را كه انسان با جلوههاى گوناگون مىشناسد ، انكار نمايد .
اين قاعده در عالم تكوين و عالم تشريع هر دو جارى است . در عالم تشريع ، مواردى داريم كه هنوز عقل ما به فلسفهء آن بالخصوص راه نيافته و تشريع با تكوين مطابق شده است ، همانطور كه در عالم تكوين ، در اين موارد حقّ اعتراض نداشتيم ؛ در عالم تشريع هم حقّ ايراد و اعتراض نداريم .
بله ! اگر در هريك از اين دو ناحيه ( تشريع و تكوين ) ، به موردى برخورديم كه عقل صحيح و برهان درست ما را به عدم مصلحت و شرّ آن راهنمايى كرد ، مىتوانيم ناراحت شويم ؛ ولى تا حال چنين موردى در عالم تكوين و تشريع پيدا نشده و بعد هم هرگز پيدا نخواهد شد .
بعد از اين مقدمه مىگوييم : ما در ايمان به غيبت امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - به هيچ وجه محتاج به دانستن سرّ آن نيستيم و اگر فرضاً نتوانستيم
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٧