دعا است .
" دعا " چنانكه بعضى از محققين فرمودهاند ، برحسب لغت به معناى " ندا " است و برحسب عرف و اصطلاح ، توجّه به سوى خدا و طلب رحمت از او به طور فقر و مسكنت و خضوع است ، و بر سپاس و ستايش و تسبيح و تنزيه بارى تعالى نيز اطلاق مىشود ؛ زيرا سپاس و ستايش نيز نوعى درخواست و مسألت عطا و موهبت است ، چنانكه روايت شده : از رسول خدا صلى الله عليه و آله در تفسير اين خبر سؤال شد ، حضرت فرمود :
« خَيْرُ الدُّعآءِ دُعآئِي وَدُعآءُ الْأَنْبِياءِ مِنْ قَبْلِي ، وَهُوَ : لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ؛ « 1 »
« بهترين دعا ، دعاى من و دعاى پيامبران پيش از من است و آن دعاى لا إله الّا اللَّه تا آخر جملههايى كه نقل شد مىباشد » .
مقصود سؤال كننده اين بود كه در اين جمله ، اگرچه تهليل و تسبيح و تمجيد و تقديس ذات مقدّس الوهيت است ؛ امّا درخواست و مسألتى نيست و حاجتى در آن عرض نشده است پس چگونه رسول اكرم صلى الله عليه و آله برحسب اين حديث شريف ، بر آن اطلاق دعا فرموده است ؟
پاسخ اين است : امية بن صلت در مورد ابن جذعان مىگويد : « إِذا أَثْنى عَلَيْكَ الْمَرْءُ يَوْماً كَفاهُ مِنْ تَعَرُّضِهِ الثَّنآءُ ؛ وقتى مردى بر تو ثنا گفت ، مدح و ثنايش ، او را از بيان حاجت كفايت مىنمايد » . آيا ابن جذعان مىداند ثناخوان و مدّاح از ثنا و مدح او چه مىخواهد و رب العالمين پروردگار جهانيان نمىداند كه از ثنا و مدح و حمد
هامش
( 1 ) . رياض السالكين ( شرح الصحيفه ) ، ص 30 ، ( الروضة الاولى ) .