« لَيْسَ لِي أَنْ أَجُوزَ هذَا الْمَقامَ » ؛ « 1 »
« براى من گذشتن ( و پيش رفتن ) از اين مقام نيست » .
و از آن حضرت روايت است كه فرمود :
« لِي مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لا يَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ » .
چون گذشت احمد ز سدره مرصدش * و از مقام جبرئيل و از حدش
گفت : او را هين بيا اندر پىام * گفت رو رو كه حريف تو نىام
باز گفتا : كز پىام آى و مَايست * گفت : رو زين پس مرا دستور نيست
گفت : بيرون زين حدّ اى خوش فرّ من * گر زنم پرّى بسوزد پرّ من
احمد ار بگشايد آن پرّ جليل * تا ابد مدهوش ماند جبرئيل
فاق النبيّين في خلق و فى خلق * و لم يدانوه في علم و لا كرم
و كلهم من رسول اللَّه ملتمس * غرفاً من اليمّ او رشفاً من الديم
دع ما ادّعته النصارى في نبيّهم * واحكم بما شئت مدحاً فيه واحتكم
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 403 ، ح 106 .