تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
طاغوت است كه آنها را از نور به سوى تاريكىها خارج مىنمايند » . از اين‌گونه آيات معلوم مىشود : چرا مردن كسى كه امام زمان را نشناسد ، مردن جاهليت است ؛ چون نظام امامت ، نظام توحيد و ولايت خدا و خلافت از جانب خدا است و تسليم و تن در دادن به اطاعت از آن ، اطاعت از خدا است . لذا آيه : « وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبّهِ أَحَداً » . « 1 » اين‌گونه تفسير شده است كه در ولايت و رهبرى ، كسى را با امام زمان شريك قرار ندهد ؛ يعنى در كنار او و مقابل او ، كسى را واجب الاطاعه نداند . اينها معانى بلندى است كه بايد هرچه بيشتر و گسترده‌تر به ملّت مسلمان ، خصوصاً شيعه تفهيم شود تا ابعاد سازنده و انقلابى و انسانى اسلام را درك كنند و از ذلّت تواضع و پرستش در برابر مستكبران كوچك و بزرگ نجات يابند . بايد مسلمان حكومت اسلامى را بشناسد و خود را فقط در برابر آن مسؤول و متعهد بداند . اين مسأله شناخت نظام و تابعيتى كه بايد شخص از آن داشته باشد ، در بين مسلمانان غير شيعه رسماً از اهمّيت افتاده و لذا چنان‌كه گفتيم ، هر گوشه‌اى نظامى و هرجا حاكمى و سلطانى و اميرى بر مردم تحميل شده و عملًا صدها ميليون مسلمان تسليم اين نظام‌ها شده‌اند و بلكه به همان رسوم كثيف آريامهرى سابق در آغاز كارهاى رسمى يا نامه‌اى رسمى به جاى « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » كه شعار اسلام و شعار كسانى است كه آزادى انسان را احساس مىكنند ، « بسم سُمُوّ الأمير » يا « بسم جلالة الملك » مىگويند و بيش از مشرق تا مغرب ، از اسلام عزيز و از كرامت انسانيت فاصله مىگيرند و در بين شيعيان نيز با اينكه مسأله امامت را همان ابتدا از حضرت رسول صلى الله عليه و آله به مفهوم و محتواى اصيل و توحيدى آن شناخته و بعد از
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 110 .