رحلت آن حضرت نيز از آن منحرف نشده و در تمام چهارده قرنى كه تا امروز بر اسلام گذشته اين شيعه بود كه به اين اصل در بُعد وسيع و عامش متمسك بوده است . با اين حال ، عملًا به جنبههاى منفى و مثبت آن - چنانكه شايسته است - بسيارى از افراد توجّه نداشتهاند .
در جنبه منفى ؛ مثلًا نفى حكومتهاى طاغوتى و نظامهاى غير شرعى حايز اهمّيت است كه بايد هميشه اين عقيده از اين جهت مورد استفاده باشد و در ابعاد مختلف مثل مبارزات منفى ادامه داشته باشد .
و در جنبه مثبت نيز ، بايد اقدامات و حركات لازم هميشه براى برقرارى اين نظام انجام شود كه اگرچه برقرار شدن آن در سطح جهانى و در حدّ كامل و جامع آن ، موقوف به حصول شرايط و آمادگى جهان و ظهور امام زمان حضرت ولى عصر - ارواحنا فداه - است ؛ امّا برقرار كردن آن در سطوح محدودتر به حسب شرايط و امكانات هر زمان امكان پذير است و ولايت فقها و نيابت عامهء علما آن را قابل عمل و بلكه عملى كرده است .
لذا مىبينيم تقريباً در تمام اعصار غيبت و قبل از آن ، حكومتهايى كه زمام امور مسلمين را به غصب و قهر به دست گرفتند و اعمال و روشهايى داشتند كه هرگز با دعوت اسلام و عدالت اسلام قابل تطبيق و تصحيح نبود ، از نظر شيعه حكومت ظلمه خوانده مىشدند و از يارى و اعانت آنها جز در حدودى كه حفظ مصالح كلى و اساس اسلام و دفاع از هجوم و تسلط كفار بر آن توقف داشت ، خوددارى مىكردند و شيعيان متعهد در امور خود ، به فُقهاى عادل هر عصر رجوع مىكردند و حتى علاوه بر مالياتهاى رسمى كه به دولتهاى غاصب مىدادند ، وجوه شرعى خود را كه به آنها تعلق مىگرفت ، به فقها مىرساندند ، كه اگرچه در ظاهر تحت رژيم و نظام حكومت جبار بودند ؛ امّا تابعيت واقعى آنها ، تابعيت از
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٩٦