تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
حكومت « اللَّه » ، حكومت براى همه است كه در آن هيچ رنگ و نژاد و زبان و منطقه‌اى مطرح نيست و همان‌طور كه خداى تعالى حكومت تكوينى دارد ، در امور اختيارى و تشريعى نيز كسى كه حقّ حكم و فرمان دارد ، خداى تعالى است و هر حكومتى كه به غير اذن خدا و خودسرانه و خارج از محدودهء حكومت الهى باشد ، حكومت جاهليت بوده و اصالت ندارد ، اگرچه جاهليت آن در شكل جديد و به اسم دموكراتيك يا سوسياليست يا جمهورى خلق باشد ، نه اكثريت و نه استبداد و نه اشتراكيت ، هيچ يك اصالت ندارند و اصالت‌بخش نمىباشند . همه چيزها و همه ارتباطات و همه راه‌ها و نظام‌ها اگر اضافه به خدا نداشته باشند ، اصالت نداشته و محترم نيستند . فقط او اصل است و همه اصالت‌ها فرع او و قائم به مشيّت و ارادهء او و تبعى و عين تعلق به او مىباشند . در موضوع شناختن امام اين همه تأكيد شده است ، كه : « مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِيتَةَ الْجاهِلِيَّةِ » . هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مرده است ( مانند ) مردن جاهليت . از اين روايت معروف استفاده مىشود كه در هر عصرى امام و ولىّ امر منحصر به فرد است . بنابراين اولياى امور متعدد و رهبران منطقه‌اى و اين تعدد حكومت‌ها كه در هر گوشه‌اى از جهان ، نظامى و در هر منطقه‌اى ، فردى يا گروهى استيلا و استعلا دارند و از هر سرزمينى ( كوچك يا بزرگ ) وطنى ساخته و عالم اسلام را كه بايد تحت نظام واحد امامت و قانون واحد اسلام باشد ، تجزيه كرده و اين تفاوت‌هاى غير قابل قبول را بين مسلمين ايجاد كرده‌اند كه درآمد سرانه يك كشور مسلمان‌نشين شايد بيش از صد برابر يك كشور ديگر باشد ، در حالى كه كشورى مثل كويت نمىداند پول‌هاى خود را چه كند و در كدام بانك بگذارد ، كشورى مثل