جماعت مستبصر شدند يا نه ) .
غرض ، به همان حال آمديم تا چند فرسخى نجف اشرف ، باز شتر خوابيد .
سرم را نزديك گوش او بردم ، گفتم : تو مأمورى ما را به كوفه برسانى . تا اين كلمه را گفتم ، برخاست و به راه ادامه داد . در كوفه جلوى خانه زانو به زمين زد . من هم او را نه فروختم و نه كشتم تا مرد . روزها در بيابان كوفه به چرا مىرفت و شبها در خانه مىخوابيد .
بعد به ايشان عرض كردم : در مسجد سهله خدمت آن بزرگوار مشرف شديد ؟
فرمود : بلى . ولى در گفتن شرح او مجاز نيستم . ملتمس دعا هستم .
دوم : معجزه شفا يافتن همسر محترمه عالم جليل و فاضل بزرگوار ، جناب آقاى آقا شيخ محمّد متقى همدانى - سلمه اللَّه تعالى - است كه از فضلاى همدانى حوزه علميه قم و به تقوا و طهارت نفس معروف ، و خود اين جانب سالها است ايشان را به ديانت و اخلاق حميده مىشناسم . چندى پيش اين معجزه را شفاهاً و سپس كتباً براى حقير مرقوم داشته بودند . چون فراموشم شده كه آن نوشته را كجا گذاشتهام ، مجدداً از ايشان خواستم و ايشان هم فتوكپى شرحى را كه در آخر كتاب مستطاب نجم الثاقب نوشتهاند ، فرستادند كه عين متن آن در اينجا نقل مىشود :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، الحمدللَّه ربّ العالمين ، والصلاة والسلام على محمّد وآله الطاهرين ، ولعنة اللَّه على أعدائهم وظالميهم ومنكري فضائلهم ومناقبهم إلى قيام يوم الدين ، آمين ربّ العالمين .
مناسب ديدم توسلى را كه به حضرت بقية اللَّه في الارضين حجة بن الحسن العسكرى نموده و توجهى كه آن جناب فرمودند ، ذكر نمايم ؛ چون موضوع كتاب در اثبات وجود آن حضرت است از طريق معجزات و خرق عادات .
روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال 1397 حادثه مهمى پيش آمد كه سخت مرا
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٨٥