تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
نقل مىنمايم : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . جناب آقاى شيخ محمّد كوفى كه به زهد و تقوا و صلاح بين خواص علما و فضلاى نجف اشرف معروف بود ، و ملتزم بود ليالى و ايام جمعات به نجف مشرف شود . چون قضيه تشرّف ايشان را خدمت حضرت ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه - از بعض علما شنيده بودم ، يك روز جمعه در مدرسه صدر نجف اشرف ، در حجره يكى از آقايان رفقا خدمت ايشان رسيدم و استدعا كردم شرح تشرّف را از زبان خودشان بشنوم . آنچه در نظرم مانده ، مضمون فرمايش ايشان از قرار ذيل است : فرمود : با پدرم به مكهء معظمه مشرف شدم ، فقط يك شتر داشتيم كه پدرم سوار بود و من پياده ملازم و مواظب خدمت او بودم . در مراجعت به سماوه رسيديم ، استرى ( قاطر ) از اشخاصى كه شغلشان جنازه‌كشى بين سماوه و نجف بود ، از شخص سنّى تا نجف اجاره كرديم ؛ چون شتر كندى مىكرد و گاهى مىخوابيد و به زحمت او را بلند مىكرديم ، پدرم سوار قاطر و من سوار شتر از سماوه حركت كرديم ، در بين راه چون اغلب نقاط گلزار و باتلاق بود ، شتر هميشه مسافتى عقب مىافتاد . به خشونت و درشت‌گويى مكارى « 1 » سنّى مبتلا بودم تا اينكه برخورديم به جايى كه گِل زياد بود ، شتر خوابيد و ديگر هرچه كرديم برنخاست ، در اثر تعقيب در بلند كردن ، لباس‌هايم گل آلود شد و فايده نكرد . ناچار مكارى هم توقف كرد تا لباس‌هايم را در آبى كه آنجا بود ، بشويم . من براى برهنه شدن و شستن لباس ، از آنها كمى فاصله گرفتم و فوق العاده مضطرب و حيران بودم كه عاقبت اين كار به كجا مىرسد و آن وادى از جهت قُطّاع الطريق هم خطرناك بود . ناچار متوسل
هامش
( 1 ) . مكارى كسى را مىگويند كه اسب و استر و الاغ ، براى مسافرت كرايه مىدهد .