« وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ » ؛ « 1 »
« همانا عهد ما دربارهء بندگانى كه به رسالت فرستاديم سبقت گرفته است كه البته آنها بر كافران فتح و پيروزى يابند » .
« إِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ » ؛ « 2 »
« ما البته رسولان خود و اهل ايمان را در دنيا يارى مىدهيم و روز قيامت هم كه گواهان به شهادت برخيزند ، به مقامات بهشتى پاداش مىدهيم » .
بديهى است اين يارى و پيروزى شامل موارد جزئى هم مىشود ؛ مثل مواقف و مشاهد بسيارى كه خداى تعالى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله را نصرت عطا فرمود ، چنانكه شامل پيروزى به حجّت و برهان و دليل و بيان نيز مىگردد ؛ امّا معلوم است كه مناسب كمال امتنان و لطف خدا ، پيروزى و نصرت مطلق است كه در زمينهء وجود شرايط انجام خواهد شد . پيروزىهاى جزئى و محدود نيز در زمينهء وجود شرايط حاصل مىشود و بالاخره فرد اكمل و مصداق اتم پيروزى و نصرت ، پيروزى و نصرت مطلق بر همه كفار و جنود ابليسى است كه نه حدّ زمانى آن را به پايانى محدود سازد و نه حدّ زمينى و جغرافيايى آن را مختص به يك منطقه نمايد .
برطبق اين آيات ، در مقابلهء اهل حقّ با اهل باطل ، غلبه نهايى بايد با اهل حقّ باشد و به طور كامل مشمول نصرت الهى شوند .
آياتى نيز دلالت دارند بر اينكه حقّ پايدار و باقى است و باطل از ميان رفتنى است ؛ مانند آيه 17 سوره رعد كه در آن باطل را به كفِ روى آب و حق را به آب و بارانهاى سودمند تشبيه كرده است . و در سوره انفال مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سوره صافات ، آيه 171 و 172 .
( 2 ) . سوره مؤمن ، آيه 51 .