مطالعه صدها كتاب و بلكه بيشتر و رسالههايى كه از يازده قرن پيش تاكنون در موضوع مهدويت نوشته شده و همچنين بررسى كتابها و اصولى كه از قرن اوّل هجرت تا حال در رشتههاى مختلف علوم اسلامى تأليف شده ، ابتناى اين عقيده را بر مبانى صحيح و معقول و مصادر اصيل اسلامى روشن مىسازد و چنان اين مبانى و مآخذ ، مصونيت اين عقيده را از هرگونه تشكيك ، تضمين و استوار كرده است كه حتى در مقام پاسخ گويى و ردّ دعواى كسانى كه به دروغ ادعاى مهدويت كردند ، كسى نتوانست اصل عقيده مهدويت را ردّ كند ؛ بلكه مدعيان دروغ و متمهديان را به واجد نبودن علايم و شرايط و صفاتى كه براى حضرت مهدى عليه السلام معلوم شده است ، ردّ مىكردند ؛ چون انكار اصل مهدويت را مساوى با انكار مبانى و مآخذ محكم اصول و فروع اسلامى مىديدند .
در ضمن مباحث آينده ، به تفصيل اتكاى اين عقيده بر معيارهاى باوربخش عقلى و مصادر و وثائق اسلامى معلوم خواهد شد ، ان شاء اللَّه تعالى .
آفتاب رخ دلدار عيان خواهد شد * صفحهء ارض همه امن و امان خواهد شد
آب در جوى جهان باز روان خواهد شد * نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
مىرسد روز خوش و دل شود از غم آزاد * مىكند عدل خدا ريشهء جور و بيداد