لذا به نقل ديگران ، به وجود بسيارى از موجودات كوچك و بزرگ و حوادث جوّى و گذشته و آينده اكتفا مىشود . و به اخبار انبيا از وجود ملائكه و عالم غيب و بهشت و جهنم و امور ديگر اعتماد و اطمينان و يقين حاصل مىگردد و اين روش كاملًا عقلايى و منطقى است و تخلّف از آن ، خلاف عقل است .
اصالت عقيده به مهدويت از اين جهت محتاج به هيچ بيانى نيست ؛ زيرا هر عاقلى امكان آن را تصديق مىكند و هيچ خردمندى آن را رد نمىنمايد و اظهار شك و ترديد را در آن جايز نمىداند . هرچه بينديشيم و هر انديشمندى آنچه بينديشد ، نمىتواند در اصالت مهدويت از اين جهت ايرادى بگيرد يا حرفى بزند .
هميشه اين اصالت براى مسأله مهدويت و ظهور مصلح آخرالزمان ، در بين ملل و امم و مسلمين و حتى آنان كه به آن معتقد نيستند ، مسلّم و ثابت بوده است و حتى در بسيارى از عقايد دينى ديگر ، امكان آن اگر به ذهن نزديكتر نباشد ، دور تر نيست و لذا از قرن دوم به بعد كه بعضى مجادلات و بحثها در بين مسلمانان رواج گرفت و پيرامون بسيارى از مسايل اسلامى سخن گفته و رد و قبول داشتند ، اين موضوع اصلًا مورد شبهه و ايرادى قرار نگرفت ؛ چون به هيچ وجه شبهه يا آنچه شبيه شبهه باشد ، در آن راه ندارد . پس اصالت مهدويت از اين جهت صد در صد معتبر و عُقلايى و منطقى است و بيش از اين نياز به توضيح ندارد .
به حسن خُلق و وفا ، كس به يار ما نرسد * تو را در اين سخن ، انكار كار ما نرسد
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدهاند * كسى به حسن و ملاحت ، به يار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى * به دل پذيرى نقش نگار ما نرسد