1 - اصالت مهدويت از جهت معقول بودن امكان آن
بديهى است آنچه در بررسى و شناخت يك فكر ، اصل و آغاز كار است ، معقول بودن و خردپسند بودن آن است . به اين معنا كه عقل ، امكان آن را بپذيرد و نتواند آن را به طور جزم انكار كند و قبول امكان آن را غير عقلايى بداند . در تمام مسايل علمى و غير علمى اين قانون جريان دارد كه اوّل بايد امكان آن پذيرفته شود و احتمال واقعيت داشتن يا واقعيت يافتن آن در نظر عقل مردود نباشد .
مثلًا اگر بخواهيم وقوع " اجتماع نقيضين " و " اجتماع ضدّين " يا " ارتفاع نقيضين " يا " مقدّم بودن وجود چيزى را بر خودش " بررسى كنيم ، بايد نخست امكان اين مسايل را بپذيريم و الّا اگر امكان آن را معقول نشناسيم ، سخن از وقوع يا عدم آن به ميان آوردن غلط و سفاهت است و بالاخره بر اين اساس است كه فرضيههاى علمى مختلف در چگونگى پيدايش جهان ، پيدايش زمين ، پيدايش حيات ، پايان جهان ، تحولات كيهانى و صدها مسأله ديگر قابل بحث و بررسى معقول مىشود . و پس از اينكه اين اصل در هر مسألهاى جارى شد و عقل امكان آن را قبول كرد و احتمال آن را رد ننمود ، اثبات آن اگرچه وقوعش از راه وحى و اخبار انبيا محسوس نباشد ؛ بلكه خبر اشخاص موثّق و افرادى كه داعى به دروغ گفتن ندارند ، عقلايى و صحيح مىباشد .