و حزبها و گروههاى طاغوتى برقرار شده است ، موافق باشد ؟ و كدام انسان است كه تقسيم ملل دنيا را به غالب و مغلوب و سلطه گر و زير سلطه ، و استضعاف گر و استضعاف شده و پيشرفته و عقب مانده ، وجداناً قبول داشته باشد ؟
چرا دسترنج مردم ضعيف و كارگر و كشاورز بايد به مصرف تجمّلات و نگهدارى كاخهايى مثل كاخ اليزه ، كاخ سفيد ، كاخ بوكينگهام ، كاخ كرملين و هزارها كاخ ديگر برسد ؛ در حالى كه صدها ميليون بشر از حداقل زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن عادى محروم باشند ؟
اين كشورگشايىها و اين توسعهطلبىها كه نمونهء آن توسعهطلبىهاى بىحدّ و حصر آمريكا و شوروى است ، تا كى بايد ادامه پيدا كند ؟ اين انسانهاى محروم كه در جمهورىهاى روسيه مخصوصاً جمهورىهاى آسيايى آن ، حقّ نفس كشيدن ندارند و صدا و نظرشان در هيچ كجاى دنيا منعكس نمىشود . در حزب كمونيسم شوروى هضم شده و از حقّ انديشيدن ساده محروم هستند ، مگر انسان نيستند ؟
اين آوارگان فلسطين و اين مسلمانان كه در فلسطين و غزه و سواحل رود اردن و جنوب لبنان زندگى مىكنند ، طبق چه قانون فطرتپسند بايد مورد اين همه جنايات وحشيانه حكومت دستنشانده و تحميلى اسرائيل قرار بگيرند ؟ و اين پشتيبانى بىدريغ آمريكا از اين همه ظلم و شرارت و قتل عام كوچك و بزرگ و زن و مرد ، چه توجيهى غير از ماهيت صهيونيستى حكومت آمريكا دارد ؟
اين مردم مسلمان و محروم عربستان و حرمين شريفين با اين ثروت سرشار و خدادادى آنها كه مىتواند پرجمعيتترين و وسيعترين كشورهاى دنيا را آباد و مترقّى و بىنياز سازد ، چرا بايد در فقر و عقب ماندگى باقى بمانند و شاهزادگان سعودى و رژيم كثيف وهابى ، اموال ملّى آنها را به يغما برده و در بانكهاى خارجى و در اختيار بيگانگان و استعمار آمريكا بگذارند ، و آنچه را هم به صورت ظاهر به
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٤٢