مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش ، بوى كسى مىآيد
از غم و درد مكن ناله و فرياد ، كه من * زدهام فالى و فريادرسى مىآيد
ز آتش وادى ايمن ، نه منم خرّم و بس * موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد
هيچ كس نيست كه در كوى تواش كارى نيست * هر كس اينجا به اميد هوسى مىآيد
دوست را گر سرِ پرسيدن بيمار غم است * گو بيا خوش كه هنوزش نفسى مىآيد