مقررات عدل و قسط را در رشتههاى مختلف ، نسبت به خود و ديگران رعايت نمايند كه جامعه و افراد ، از جانب هر فردى امنيت داشته باشند و حسن ظن و حمل بر صحّت در هر مورد ، خيال هر كس را راحت سازد ، و خيانت و غش و تقلب در جامعه مطرود و معدوم يا بسيار نادر و كم زمينه گردد .
ثالثاً : حكومت هم بايد در اين امور مشاركت كند و برنامههايى اجرا نمايد و وضع سلوك و استقبالش را از مردم متواضعانه و به نحوى قرار دهد كه مردم ، در نظارت بر امور تشويق و تقدير شوند . چنانكه بايد تعليم و تربيت و ارشاد نيز در اينجا با نقش مهم و سازنده ، افراد را رشيد و زنده و آگاه بسازد كه خود را مسؤول و متعهد حسن جريان امور بشناسند و از جنايت و تجاوز به حقّ و سهم ديگرى پرهيز نمايند .
علاوه بر اين ابعاد ، ابعاد ديگر نيز هست ، مثل : عدل در تعليم و تربيت كه علم و دانش و آموزش و پرورش براى همگان باشد ، نه فقط قانون ، انحصارى بودن آن را لغو كرده باشد ؛ بلكه عملًا نيز به نحوى باشد كه افراد مستعدّ بتوانند ترقّى علمى داشته و تا آنجا كه امكان دارد ، برابر امثال و اقران خود جلو بروند .
بايد از استعدادها كه مواهب خدا به همه خلق است ، استفاده شود و تعليم و تعلّم ، كار و شغل ، مقدّس و عبادت خدا تلقى شود و تأسيس مدارس و دانشگاهها براى كسب و جلب منافع مادى نباشد .
بالاخره تمام ابعاد مختلفى كه عدل دارد ، بايد تأمين شود تا عدل مطلق مستقر و برقرار شود .
و از همه مهمتر عدل فكرى و اعتقادى كه به منزله زيربنا است ، بايد تأمين شود تا عدل مطلق ، مستقر و برقرار شود .
و تنها با اصلاح دادگسترى ، عدل مستقر نمىشود ؛ بلكه براى عدل در داورى
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٨٩