« خداوند متعال امر مىفرمايد به عدل و احسان » .
در نهج البلاغه حكمت 374 ، پس از آنكه امر به معروف و نهى از منكر را ( چنانكه در فصل رابطه عقيده به ظهور ، يا مساوات اسلامى با آن تأكيد بيان نقل كرديم ) بيان نموده ، مىفرمايد :
« وَأَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ كُلّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمامٍ جآئِرٍ » ؛
« برتر از امام به معروف و نهى از منكر ، سخن عدل است كه در حضور پيشوا و زمامدار ستمكار گفته شود » .
و نيز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در آغاز خلافت ظاهرى - چنانكه در نهج البلاغه است - روش صريح خود را در اجراى عدالت چنين اعلام مىنمايد :
آگاه باشيد هر زمينى كه عثمان ( از اموال متعلق به حكومت اسلامى كه عوايد آن بايد صرف مصالح مسلمين و رفع حوايج نيازمندان گردد ) به كسى بخشيده باشد و هر مالى را از مال خدا اعطا كرده باشد ، به بيت المال برگردانده مىشود ، براى اينكه حقّ قديم است ( يعنى با اساس و با ريشه و سابقه است ) و چيزى حقّ را باطل نمىكند .
اگر بيابم آن اموال عمومى را ( كه عثمان بخشيده است ) در حالى كه مهر زنان كرده باشند ، يا كنيزان را با آن خريده باشند ، آن را به بيت المال برمىگردانم كه در عدل ، وسعت و گشايش است و آن كس كه عدل بر او تنگ باشد ، ظلم بر او تنگتر خواهد بود » .
از آن حضرت روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٦٣