و اسحاق و يعقوب و اسباط و آنچه به موسى و عيسى داده شد و آنچه به پيغمبران از جانب پروردگارشان عطا شده ، ايمان آوردهايم و بين احدى از آنها فرقى نمىگذاريم و ما مسلمانيم » .
جهان يك خدا دارد و به اين لحاظ واحد است ، جامعه نيز بايد واحد باشد ؛ يعنى خدا در آن حاكم باشد و با نظام الهى و قانون الهى ، سير الى اللَّه داشته باشد .
مردم بايد بكوشند تا در يك جامعه واحد زندگى كنند ، و تعدد جوامع و افتراقات و استثمارهاى موجود در آنها را ريشه كن ساخته و خود يك امّت واحده گردند .
عقيده به ظهور مهدى موعود ؛ يعنى عقيده به محقق شدن حكومت جهانى ، عقيده به مجتمع واحد انسانى ، عقيده به ملّيت و قوميت همگانى و دين فطرى انسانى ، آخرين و بلندپايهترين اجتماع انسانى در مقابل بشر است و كاروان بشريت به سوى آن نقطه مىرود و بشر بايد خواهان آن جامعه باشد .
هر كس چنين عقيدهاى دارد ، فكرش وسيع و مقصدش وسيع است . براى نفع يك جامعه ، جامعهء ديگر را استثمار نمىكند و براى سيادت يك گروه ، گروههاى ديگر را برده و بيچاره نمىپسندد و براى خاطر نژادى ، نژاد ديگر را از حقوق انسانى محروم نمىسازد .
براى اينكه يك طبقه مرفه باشد ، طبقات ديگر را غارت نمىنمايد و براى اينكه مردم يك كشور ، تنعّم بيشتر و تجمّل زيادتر و عياشى و شهوت رانى بيشتر نمايند ، مردم كشورهاى ديگر را عقب مانده نمىخواهد و از ترقى علم و صنعت و برخوردارى آنها از مواهب و نعمتهاى خدا جلوگيرى نمىكند .
چنانكه مىبينيد : امروز ابرقدرتها با ديگران چنين معامله مىنمايند و ملّتها و حكومتهاى ابرقدرت - بلكه ملل و حكومتهاى ضعيف هم اگر بتوانند - همه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٦