اسلام ، يكى شدن جامعه و جهانى شدن آن است و اكنون اگرچه اسلام ، گسترش نيافته است ، بايد جامعهء اسلامى موجود ، نمونهء آن جامعه جهانى باشد .
سراسر جهان اسلام كنونى هم بايد يك شكل حكومت ، يك شعار و يك روز عيد ، يك تاريخ و يك قانون داشته باشند . و اين سرزمينهاى پهناور حجاز ، نجد ، تهامه ، يمن ، اردن ، سوريه ، لبنان ، فلسطين ، مصر ، ليبى ، تونس ، الجزاير ، سودان ، عمان ، كويت ، بحرين ، ايران ، افغان ، قفقاز ، تركستان ، تركيه ، پاكستان ، بنگلادش ، مالزى ، اندونزى و نقاط ديگر ، همه بايد يد واحد باشند كه هيچ يك آنها از ديگرى جدا نبوده و اين اختلافات در بين آنها نباشد .
ظهور حضرت مهدى عليه السلام كاملًا با اين وحدت جامعه ارتباط دارد و آيات و روايات ، اين نويد را دادهاند و اوضاع جهان نيز ، آماده شدن جهان را از هر جهت براى آن حكومت جهانى نويد مىدهد . حكومتى كه شايد عملى شدن آن در چهارده قرن پيش ، يك محال عادى بود ؛ زيرا با نقص وسايل ارتباط در آن زمان ، اداره جهان در زير يك پرچم و يك حكومت غير ممكن به نظر مىرسيد .
در عصر صدر اسلام ، حكومتهاى به ظاهر اسلامى آن زمان كه بر ممالك گسترده ، تحت لواى اسلام و به نام اسلام حكومت يافتند ، امكان با الهام از تعاليم اسلام اين وحدت را ثابت كردند ، در حالى كه وسايل ارتباط جمعى كه هم اكنون توسط آنها ، تمام عالم به منزله يك مملكت و بلكه يك شهر شده است ، امكان آن حكومت موعود را بيشتر كرده است و تا بدانجا كه بسيارى از مردان مشهور دنيا هم از آن سخن مىگويند و آن را به عنوان يك طرح مهم و ممكن و علاج نابسامانىها پذيرفتهاند .
آينده هرچه بشود ، هرچه اتفاق افتد ؛ جنگ يا صلح ، به سوى اين هدف نزديكتر و نزديكتر خواهد شد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٩