عالم شناخته نشده است و غير از اسلام ، هيچ مكتب و آيينى نمىتواند دموكراسى جهانى را به صورتى صحيح و با رعايت مساوات بين جميع بشر برقرار نمايد . « 1 » ديگر جوامع و نظامات ، اگر در ماهيتشان اختصاص به يك منطقه يا يك نژاد يا اهل يك زبان و يك كشور نباشد ، حداقل قابل اختصاص هستند .
مثلًا نظام دموكراسى هماكنون رنگ مملكتى و قارهاى پيدا كرده است .
مىگويند : دموكراسى فرانسوى ، دموكراسى انگليسى ، دموكراسى آمريكايى . با اينكه همه آنها دموكراسى است ؛ امّا مثلًا نظام دموكراسى انگليسى ، با نظام دموكراسى سوئدى در برابر يكديگر قرار دارند و با هم رقابت اقتصادى و سياسى مىكنند .
در جامعه و نظام كمونيسم نيز اين اختصاص و رنگ ملّى حفظ شده است .
كمونيسم چين ، شوروى ، يوگسلاوى ، بلغار ، مجار و كمونيسم كوبا با يكديگر فرق داشته و هر كدام اختصاص به منطقهاى دارند . پس كمونيسم هم قابل اختصاص است و اين رژيمهاى كمونيستى در برابر هم و مقابل يكديگر قرار گرفته ، و تضاد و اصطكاك منافع دارند .
پس ماهيت رژيم دموكراسى و كمونيسم ، جهانى بودن و يك جامعه بودن نيست ؛ امّا دين اسلام دينى جهانى است و هرگز جوامع و حكومتهاى متعدد اسلامى ، امكان اختلاف ندارند .
نظام سعودى ، نظام سورى ، نظام مصرى و . . . با نظام جهانى اسلام قابل تعقّل و تصور نيست ، فقط يك شناسنامه است و آن هم شناسنامه مسلمانى و بس . و براى غير مسلمان هم شناسنامه در حمايت نظام اسلامى .
هامش
( 1 ) . محمّد رسولًا نبياً ، ص 142 - 143 ، نقل به مضمون .