از امم و اقوام است ) ؛ امّا از جهت مساوات و برابرى بين ملل و اقوام و نشر انسانيت بين آنها ، اسلام دينى عام و همگانى است و شكست مسيحيت در اين ناحيه آشكار است .
مسيحىهاى سفيدپوست همواره تا به امروز با مسيحيان سياه پوست ، با اينكه در يك منطقه زندگى مىكنند ، دشمنى دارند . در آمريكا نيز با اينكه به اصطلاح مركز دموكراسى است - حال به همين گونه است ، و سفيد پوست نمىتواند با سياه پوست در زير يك سقف زندگى كند و همواره مسيحيان غرب اعتقاد دارند كه از مسيحىهاى شر ، بالاترند و به آنها اجازه نمىدهند كه در كنيسهها و معبدهاى مخصوص ( معبدهاى مسيحيان غرب ) با آنها به عبادت بپردازند .
كما اينكه آنان كه از طوايف پست و پايين هندى به مسيحيت گرويدهاند ، مورد تحقير آنان كه از طوايف به اصطلاح عالى هستند ، مىباشند و از اينجا معلوم مىشود كه مسيحيت ، امروز از تأليف و اتّحاد جامعه انسانى عاجز است ، در حالى كه اسلام توانسته است نظامى جهانى بر اساس برادرى همگانى بين غربى و شرقى ، سفيد و سياه و آريايى ، سامى و هندى و زنگى ايجاد كند و مساوات را بين آنها برقرار نمايد .
سياهپوست و كسى كه از طبقه پست باشد ، با سفيدپوست و طبقات به اصطلاح عاليه برابر است و مانند هر مسلمان ديگرى محترم مىباشد و به مجرد اسلام آوردن با همه افراد رابطه برادرى خواهد داشت و در هر مسجدى بخواهد مىتواند خدا را عبادت كند ؛ بلكه مىتواند دوش به دوش بزرگترين برادران مسلمان خود ، از جهت مقام و موقعيت اجتماعى بايستد و با او بر سر يك سفره بنشيند .
اين هم پيوستگى و مساوات اسلامى ، در هيچ جمعيت و دين و نظامى در تمام
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٢