و حكومتهايى كه بر اين اساس تأسيس شدهاند ، متنفر مىنمايد .
درك ابعاد مختلف امامت كه يك بُعد آن ، ولايت بر امور خلق و زمامدارى از جانب خدا است ، مردم را از ديكتاتور پرورى و خضوع در برابر مستبدان و قدرتمندان باز مىدارد . درك معناى امامت در اين بُعد در سطحهاى پايينتر نيز ، پيروى از اصلح و اعدل ناس را ايجاب مىنمايد و در اذهان ، زمامدارى ساده و بىتشريفات و بىفاصله از ديگران را محبوبيت مىدهد . و حكومت متكبرانه و با تشريفات و چاپلوس را مبغوض مىكند و آن را تحميل و ننگ و عيب و عار و رسوايى جلوه مىدهد . و نزديك شدن به چنين حكومت و يارى كردن و ستايش نمودن آن را گناه معرفى مىنمايد .
عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه السلام و قيام انقلابى و حكومت جهانى و عدالتگستر آن حضرت نيز ، فكر و انديشه را وسيع و جهان انديش مىسازد ، كه به دورترين نقاط جهان بنگرد و خير و رفاه مردم تمام مناطق گيتى را بخواهد و عالم را مملكت خدا بداند ، كه عاقبت و پيروزى با پرهيزكاران و شايستگان است ، كه خداى متعال در قرآن چنين بشارت داده است :
« وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ » ؛ « 1 »
« ما بعد از تورات ، در زبور داود نوشتيم ، كه البته بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد » .
از اخبار استفاده مىشود : در زمان ظهور آن حضرت ، خردها و انديشهها كامل مىگردد . اين نه فقط در عصر ظهور است ؛ بلكه در عصر غيبت نيز چنين است كه
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 105 .