رابطه با مطالب گذشته پيش بيايد ، در خاتمه اين رساله جواب مىدهيم :
پرسش اين است كه : آنچه گفته شد از وابستگى جهان به وجود امام عليه السلام در صورتى صحيح است كه امام و حجت همراه با وجود عالم ، همواره و حتى قبل از خلقت آدم و حوّا وجود داشته باشد ؛ امّا در صورتى كه سلسله حجج الهى به وجود آدم منتهى شود ، يا به عبارت ديگر : از او آغاز گردد ، ساير اجزاى عالم قبل از خلقت حجج ، چه وابستگى به وجود آنها خواهند داشت و چگونه اين وابستگى قابل توجيه است ؟
پاسخ اينكه :
اوّلًا : بر حسب بعضى از توجيهات كه يادآور شديم ، حتى اگر شخصى كه اكمل و اشرف كاينات است و وجود جهان وابسته به او است ، بعد از خلقت عالم و به صورت يك جزء و يك واحد از اجزاى عالم آفريده و موجود شود ، وابستگى سايرين به وجود او قابل انكار نخواهد بود . و به قول خاقانى ؛ همان وجود او ، بعد از اينكه جهان مراحلى را طى كرد ، دليل بر كمال او است .
خاقانى گويد :
اگرچه بعد همه در وجودش آورد * وجود آخر او بر كمال او است گوا
نه سوره از پس ابجد همى شود مرقوم * نه معنى از پس اسما همى شود پيدا
نه روح را پس تركيب صورت است نزول * نه شمس را ز پى صبح صادق است ضيا
ثانياً : برحسب اخبار معتبر ، انوار پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين - صلوات اللَّه عليهم