وسيع بشر باشد ؟ بشر به هر كدام رسيد ، گمشده خود را در آن نيافت .
اين سازمانهاى بين المللى كه هر كدام زير نفوذ يك ابرقدرت قرار دارند و به اسم حقّ ، باطل و به اسم عدل ، ظلم و به نام همزيستى مسالمتآميز و حسن همجوارى ، توطئه و خيانت و تجاوز به همسايه مىنمايند و از هيچگونه عمل خلاف قواعد انسانى روىگردان نمىباشند .
اين سازمان ملل است كه علاوه بر هزار و يك ايراد كه به آن وارد است ، بارزترين نشان اساس خبيث آن - كه حفظ منافع زورمندان و استضعافگران است - حقّ " و تو " است كه پنج حكومت مستكبر و جهانخوار و عامل عمده فساد دنيا و عقبماندگى مستضعفان ، اين حقّ را در اين سازمان دارند . اين حقّ غير شرعى و خلاف عدالت ، اين پنج حكومت را مسلّط مىسازد ، از اجراى هر تصميمى كه مخالف منافع خودشان باشد ، جلوگيرى نمايند و آن را و تو كنند ، ديگر اين مطرح نيست كه چرا اين حقّ براى آنها باشد ؟ و چرا حكومتهاى ديگر و كوچك اين حقّ را نبايد داشته باشند ؟ و چرا در تمام آفريقا هيچ كشورى داراى اين حقّ نيست ؟
همه اين سخنان و نقشههايى كه ابر ستمگران براى فريب عوام يا بهانه داشتن و بهانه ساختن براى مداخله در امور ديگران عنوان مىكنند ، فاقد حقيقت و ارزش است ، چنانكه در ضمن اشعارى عرض كردهام :
منشور سازمان ملل حرف است * چون نيستش حقيقت و مبنايى
آوازهء عدالت و آزادى * اسم است و هيچ نيست مسمّايى
تا كى به جان و مال بشر دارند * اين رهزنان حكومت و آقايى
واقعاً اگر اميد رسيدن به حكومت جهانى مهدى عليه السلام و برقرار شدن نظام امامت در محدودههاى كشورى و منطقهاى در تحت ولايت نوّاب عام آن حضرت " فقهاى عادل " نباشد ، هيچگونه اميدى براى بشر باقى نخواهد ماند و تمام سعى