گوناگون مأيوس شدند ، دعوت الهى مهدى عليه السلام را از جان و دل مىپذيرند و مستضعفان جهان به يارى آن حضرت كه منصور به رُعب و مؤيد به نصر خدا است ، برمىخيزند و مستكبران را از صحنه مداخله در امور جوامع بشرى بر كنار مىنمايند . و در چنان جهانى كه پر از استكبار و استضعاف شده و همه چشم به راه و منتظر يك حركت و نهضت و بيرون آمدن دست غيبى از آستين مصلح جهان و موعود پيغمبران باشند ، ناگهان وعده الهى محقق مىشود و مهدى موعود كه علايم و نشانىها و خصوصياتش در صدها حديث بيان شده است ظهور مىفرمايد و عالم را پر از عدل و داد مىكند :
« فَيَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً » . « 1 »
در اينجا سخن را در اين رساله به پايان مىرسانيم و خوانندگان كاوشگر و معرفت جو را به كتاب محققين علما و آگاهان به كتاب و سنّت و معارف آل محمّد - صلوات اللَّه عليهم - ارجاع مىدهيم و فقط به پرسشى كه ممكن است براى بعضى در
هامش
( 1 ) . برحسب تحقيق و مطالعاتى كه اينجانب راجع به عدل و قسط و جور و ظلم نمودهام ، هر كجا عدل و قسط در كنار هم در برابر جور و ظلم آورده شود ، مراد از قسط تجاوز نكردن به ملك و حق غير و نصيب و سهم به عدل است ، در آنچه حقيقتاً يا حكماً قابل تقسيم و توزيع باشد . و مراد از عدل ، اعمّ از آن يا خصوص عدل حاكم است ، چنانكه مراد از جور ، جور در حكم است و مراد از ظلم يا اعم از آن يا خصوص ترك عدالت در نصيب و سهم و تجاوز به حقوق و ملك ديگران و انواع خيانتها است .
و در صورتى كه به تنهايى در كلامى آورده شوند ، دلالت جور بر جور در حكم اظهر است از دلالت آن بر مطلق بىعدالتى و ترك ميانهروى ، و لذا اطلاق ظالم به خائن و متجاوز به نفس و مال و ناموس غير ابلغ و اغلب است از جائر ، چنانكه اطلاق قسط در خصوص نصيب و سهم به عدل و اقامهء حقوق اظهر از عدل است ، هرچند به ملاحظه قرائن و مناسبات ظهور اين كلمات متفاوت مىشود كه بايد در مواردى كه به تنهايى مذكور مىشوند قرائن حاليه و مقاليه را در فهم مقصود گوينده در نظر گرفت .