« وَما أُمِرُوا إِلّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينَ » ؛ « 1 »
« و امر نشدند مگر بر اينكه خدا را به اخلاص كامل در دين اسلام پرستش كنند » .
« أَلا للَّهِ الدّينُ الْخالِصُ » ؛ « 2 »
« آگاه باشيد كه دين خالص براى خدا است » .
بنابراين ولايت بر قانون گذارى - اگر صحّت جعل آن براى غير خدا ثابت شد - حتماً بايد به جعل و اعطاى خدا باشد ، و ولايت تشريعى بر جعل احكام و تشريع قوانين و نظامات - چه تشريعيه از باب صفت به حال متعلق موصوف صفت ولايت باشد و يا اينكه صفت خود ولايت باشد ، و مراد آنگونه ولايت بر قانونگذارى باشد كه با جعل و تشريع اعطا شده باشد كه در مقابل ولايت حقيقيه الهيه بر تشريع قرار دارد - بايد از جانب خدا باشد و از جانب غير خدا اگرچه تمام افراد جامعه باشند - صحيح نيست و مداخله در شؤون و اختصاصات الهى و مشركانه است ، چنانكه در تعيين زمامدار و ولىّ امور خلق نيز همين معيار را بايد رعايت كرد و از منطقه حكومت و سلطنت الهى به اندازه سر مويى نبايد خارج شد .
بنابراين در اينكه يك معناى ولايت تشريعى ، ولايت به نحو جعل و تشريع بر امور تشريعى و جعل قانون است ، شبههاى نيست ، چنانكه در اينكه اين ولايت از جانب خدا به طور كلّى و در جعل تمام قوانين و احكام ، به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم اعطا نشده است ، سخنى نيست و عقل و نقل بر آن اتفاق دارند . « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره بينه ، آيه 5 .
( 2 ) . سوره زمر ، آيه 3 .
( 3 ) . متأسفانه ولايتى را كه به اجماع مسلمين و دلالت آيات و احاديث ، پيغمبر خدا هم ندارد ( و در اينكه جايز است در بعضى امور داشته باشد نيز اختلاف است ) مجالس شوراى به اصطلاح ملّى در اغلب كشورهاى مسلمان نشين ، به پيروى از بيگانگان و غرب پرستان نادان و استعمارگران و انجمنهاى مختلف براى خود ثابت شمرده و علناً راه شرك را پيش گرفته و احكام مسلّم اسلام را متروك و مهجور ساختهاند . ربّنا لا تؤاخذنا باعمالهم و ادفع عن بلادك شرورهم و مكرهم و اجعل كلمتهم السّفلى و كلمتك العليا ، انك انت العزيز القدير .