ندارد ، و حدود و نظامات فقط از جانب خدا تعيين مىشود و جارى ساختن نظامات ديگر ، خروج عبوديت خدا و تجاوز به حريم حكومت و قوانين او است :
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا للَّهِ أَمَرَ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّآ إِيّاهُ » ؛ « 1 »
« تنها حكم فرماى عالم وجود خدا است و امر فرموده كه جز او را عبادت نكنيد » .
و آيه :
« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنزِلَ إِلَيْكَ وَما أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحاكَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً * وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُوداً » ؛ « 2 »
« آيا ننگرى و عجب ندارى از حال كسانى كه گمان مىكنند بر آنچه كه به تو و قبل از تو نازل شده ، ايمان آوردهاند ، چگونه باز مىخواهند طاغوت را حاكم خود كنند در صورتى كه مأمور بودند به طاغوت كافر شوند و شيطان مىخواهد كه آنان را گمراه كند گمراهى دورى * و چون به آنها گفته شد :
به حكم خدا و رسول بازآييد ، منافقين را ببينى كه سخت مردم را از گرويدن به تو منع مىكنند » .
قبول نظامات غير شرعى ، يك نوع پرستش و عبادت غير و مشركانه و خلاف عقيده توحيد و نظاماتى است كه منشأ و منبع آن توحيد است و با خالص كردن اطاعت براى خدا نيز مخالف است ، و فكراً و عملًا شرك است :
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه 40 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 60 و 61 .