شورى مدنى است ، كافى نبود كه اقلًا ايراد كننده به طور قطع اين آيات را مكى نشمارد ، و قول اهل بيت را رد نكند ؟
حال كه على رغم تمام روايات وارده مىگويد : اين آيات مكى است ، جا داشت در چنين مقامى كه مىخواهد متن دعاى ندبه را تضعيف كند به قول مخالف هم اشارهاى نمايد و ميان دعوا نرخ تعيين نكند .
واقعاً من نمىدانم غرض از اين شبههتراشىها و انكار فضايل اهل بيت چيست ؟
باشد تا روز داورى برسد و در دادگاه عدل الهى از رسول خدا صلى الله عليه و آله خجلت بكشند و از اين گفتهها و انكار فضايل اهل بيت آن حضرت پشيمان شوند .
اگر افرادى در قلب تشيّع اين صداهاى ناهنجار را بلند كردهاند ، ديگران از خارج به ولاى اهل بيت مىپيوندند .
و حتى فردى مثل عبدالباقى عمرى فاروقى شاعر و اديب معروفى كه نسبش به عمر بن الخطاب منتهى مىشود و ديوانش « الترياق الفاروقى » پر است از مدايح و فضايل ائمهء اثنى عشر به خصوص مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام در قصيدهء « الباقيات الصالحات » در اين موضوع اينگونه داد سخن مىدهد :
سَلِ الدَّعَى بْنَ زِيادٍ الَّذِيِ * إِلى أَبِي أَبِي يَزِيدٍ نَسَباً
الْمُصْطَفى وَابْنَتُهُ وَصِهْرُهُ * لِمَنْ غَدَوْا جَدّاً وَأُمّاً وَأباً
وَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ لَمّا نَزَلَتْ * مَعَ النَّبِيّ بِالْعَبا مَنْ احْتَبا
وَعَهْدُ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيِهْ مِنْ * أَجْرٍ لِمَنْ بِهِ الْوَلا قَدْ وَجَبا « 1 »
هامش
1 . بپرس از زنازاده ابن زياد كه به سوى پدر پدر يزيد نسبت داده شده است . مطصفى صلى الله عليه وآله و دختر و دامادش ، جد و مادر و پدر كيستند ؟ و بگو آيهء " تعالوا ندع " وقتى نازل شد ، با پيغمبر صلى الله عليه وآله در عبا چه كسى بود . و عهد " لا اسألكم عليه من اجر " از براى چه كسى ولايت را واجب قرار داد . ( الترياق الفاروقى ، ص 95 ) .