است و امام دهم هم غير از او پسرى نداشت ، او به امامت رسيد .
تاريخ ائمه عليهم السلام و سيره و سلوك و علومى كه از ايشان به مردم رسيد ، نشان داد كه اين وراثت آنها از پيغمبران ، و وراثت هر امام از امام ديگر ، به حقّ بوده و براى انبيا در اين امّت ، وارثانى چون على عليه السلام و ساير ائمه نمىتوان نشان داد .
آيا مثل على عليه السلام با آن همه فداكارى و حق پرستى و علم و زهد و عبادت و ايمان ، چه كسى را مىتوان معرفى كرد ؟
آيا نظير حضرت حسن عليه السلام و آن گذشت تاريخى و قبول يك موضع به ظاهر مقهور براى حفظ اسلام ، و آن همه حلم و بردبارى و سيادت و آقايى در بين امّت ، چه كسى را نشان دادهاند ؟
آيا در جهاد و قيام براى خدا و ابطال باطل و استقامت در راه حقّ و فداكارى و پاسدارى از دين ، چه كسى را مانند حسين عليه السلام در قبول مصائب جانكاه و داغ جوانان و برادران و ياران و اسارت اهل بيت و گذشت از جان نفيس خود ، نشان مىدهند ؟
و آيا و آيا و آيا . . .
بالاخره اين تاريخ بود كه نشان داد و اين حتى دشمنان اهل بيت بودند كه تصديق كردند آنان به حقّ داراى مقامات بزرگ و رهبرى امّت بودند . حتى اشخاصى مانند « ابن خلدون » در برابر آنها و عظمت مقام مثل امام جعفر صادق عليه السلام و علم او به مغيّبات ، خاضعانه اعتراف مىنمايد .
بىجهت نبود كه شعراى آزاده و زندهدلى مانند " فرزدق " در موقعى كه مدح اين خاندان بزرگترين و بلكه يگانه جرم سياسى بود ، قصيدهاى سراييد كه تا تاريخ اسلام باقى است ، اين قصيده زنده و جاودان و نمونه بهترين اثر ادبى و حماسى و ايمانى و اعتقادى است . امام زين العابدين عليه السلام و همه اهل بيت را مدح مىنمايد ،
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٣٦