تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
تبعيت و پيروى اختيارى گروندگان به آن نظام ، كه مىتوان گفت اصل استقرار نظام است ؛ و سپس به قدرت اجرايى و نيروى نظامى و مادّى و تشكيلات رسمى . بديهى است به صورت دوم ، حكومت و ولايت شرعى فقط در عصر حضرت رسول صلى الله عليه و آله پس از هجرت آن حضرت به مدينه طيبه ، و در دوره زمامدارى اميرالمؤمنين و حضرت امام حسن مجتبى عليهما السلام استقرار يافت ؛ امّا به شكل اوّل هميشه تا زمان ما و تا عصر ظهور استقرار خواهد داشت . هركس اين نظام را مىشناسد و مؤمن به اين نظام است ، خود را تابع آن مىداند و از رهبر اين نظام اطاعت مىنمايد . اين نظام هميشه با نظام‌هاى غير شرعى درگير بوده و پيروان آن ، نظام‌هاى غير شرعى را رد مىكردند و موظف بودند در داخل ، خود به حسب دستور امامان ، امور خود را با اين نظام تطبيق بدهند . شهرهايى مثل " قم " در عصر پادشاهان بنى عباس ، اگرچه به ظاهر تحت رژيم غير شرعى آنان بودند ، در باطن بيش از آنچه تحت نفوذ رژيم بغداد باشند ، تابع نظام امامت بودند . اين ائمه بودند كه پيروان خود و مؤمنين به نظام امامت را مأمور كرده بودند كه در اختلافات و مرافعاتى كه برايشان پيش مىآيد ، به علما و حاملان علوم اهل بيت رجوع نمايند و به قضاوت آنها تسليم باشند . يگانه جمعيتى كه در اسلام رژيم حكّام جور و نظام‌هاى دمشق و بغداد و جاهاى ديگر را نپذيرفت ، و همواره اين رژيم‌ها از آنها در هراس بودند ، شيعه و پيروان نظام امامت بودند ، اينها بودند كه حكومت‌هايى كه بر اين اساس نبودند ، حكومت ظلمه مىدانستند . اين نظام هميشه دوام داشته و هيچ‌گاه منقطع نمىشود . مرحوم " سيد محمّد مجاهد " و ساير علما به عنوان رهبرى اين نظام ( از جانب امام عصر عليه السلام ) فرمان