7 . پرسش : چه مانعى دارد براى حكومت اسلامى دو دوره معتقد باشيم ،
دوره نخست : حكومت انقلابى و نظام امامت ، و دوره دوم : دموكراسى و شورايى ، چنانكه بسا باشد بتوانيم اين دو دورهاى بودن را از آيات و احاديث استفاده كنيم ؟
پاسخ : اوّلًا : لازمه گفتار اين است كه : نظام دوره نخست كه مطمئنتر و رهبرانش از ديگران فاضلتر و كاملتر و به صفات امامت و پيشوايى آراستهاند ، جاى خود را به نظام دورهء بعد كه هيچ تضمينى براى صلاحيت رهبران و شايستهتر بودن آنها از ديگران وجود ندارد ، بدهد و بنابراين بشريت از عصر حكومت افضل ( دورهء نخست ) به عصر حكومت غير افضل ( دورهء دوم ) منتقل خواهد شد و به جاى ترقّى ، تنزل خواهد كرد و در معرض آن قرار گيرد فردى كه از جهت فهم و شعور و بينش و لياقت و كفايت از ديگران كمتر باشد ، بر همه و بر كسانى كه از او فهميدهتر و كافىتر و داناتر باشند ، حكومت و رهبرى يابد ، و اين چيزى است كه اسلام آن را نمىپذيرد و عقل سالم نيز آن را رد مىكند .
ثانياً ، گفته مىشود : اگر غرض از رژيم رهبرى انقلابى ، رسيدن به رژيم دموكراسى از قماش همين دموكراسى ملّتهاى به اصطلاح پيشرفته باشد كه رهبرش كندىها و جرالد فوردها ، و بانوى اولش ژاكلين كندى و اوناسيس و همسر