سوى جنگ و كشتار و محو مدنيت پيش مىبرد و نشان مىدهد كه اين نوع حكومتها انسانى نيست تا حكومت اللَّه را كه در نظام امامت تجلّى مىكند ، مقدّمهء آن بدانيم .
رژيم رهبرى انقلابى كه مقدمه دموكراسى خوانده مىشود ، خود اصالت و موضوعيت ندارد ؛ امّا نظام امامت ، كه هر انقلابى در صورتى ناجح و پيروز خواهد شد كه به آن برسد ، مقدمه نيست و از آغاز بوده و تا پايان خواهد بود .
نظامى كه رهبرى محمّد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را دارد ، هرگز مقدمهء نظامى كه زمامداران معلوم الحال كشورهاى به اصطلاح متمدّن و پيشرفته شرقى و غربى ، رهبرى آن را دارند ، نخواهد بود ، تا كسى آن را به رژيمهاى انقلابى معاصر آفريقا يا جاهاى ديگر قياس كند . لذا فردى مثل " روسو " مىگويد : دنياى كنونى به رهبرى مانند محمّد صلى الله عليه و آله نيازمند است ؛ زيرا فقط چنان رهبر الهى و چنان نظامى كه رهبران آن مانند محمّد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام باشد ، مىتواند كشتى متلاطم و طوفانى شده بشريت را از امواج فتنهها و طوفانهاى گوناگون نجات دهد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠٣