و طرحهاى تربيتى الهى براى ترقّى و كمال بشر است . و از جهت وظيفه و تكليف ، شخص نبىّ از جانب خدا مأمور و عهده دار ابلاغ آن به بندگان خدا است . قوانين مختلف و نظامهاى گوناگون ، علاوه بر اينكه از منبعهاى غير اصيل و غير صالح و حاكى از استعلا و طغيان است ، در جهت تفرقه و جدايى و تعدد مناطق نفوذ و موجب استبداد و استضعاف و ساير مفاسد نظامهاى مشركانه و جاهلى نيز مىباشد .
امامت و رهبرى
امامت و رهبرى نيز در ابعاد متعددش ، شعاع و شعبهء عقيدهء توحيد است و بايد چنانكه عالم تكوين داراى نظام واحد و قوانين واحد است ، نظام تشريع و قوانين و ادارهء امور مردم نيز طبق آن واحد باشد و چنانكه در آنجا غير خداى يگانه و اراده و تقدير او مداخله ندارد ، در محيط اختيار بشر نيز غير برنامههاى تشريعى الهى ، برنامه ديگرى مطرح نشود و احدى خودسرانه و مستبدّانه حقّ مداخله در امور مردم ، و امر و نهى حكومت بر آنها را نداشته باشد .
تمام حكومتها و مداخلات و ولايتها و تصرفات جزئى و كلى بشر بايد به اذن خدا باشد تا همه در مسير واحد ، به سوى هدف واحد ، به حركت كمالى خود ادامه دهند .
غير از نظام خدا ، همه نظامها طاغوتى و غير از نظام امامت ، همه شرك و طاغوت پرستى و استعباد و بىاحترامى به حقوق انسان و حكمرانى بشر بر بشر و استعلا و استكبار است كه نمونه آن ، رژيم پليد دو هزار و پانصد سالهء شاهنشاهى ايران و رژيمهاى سوسياليستى و دموكراسى موجود شرق و غرب است كه از همه اعمال و برنامهها و برخوردها و جنگها و حتى صلحهايشان ، شرك و استضعاف