« ما تو را خليفه در زمين قرار داديم ، پس ميان مردم به حقّ حكم كن » .
و نيز آيهء :
« وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا . . . » ؛ « 1 »
« و از ايشان امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مىكنند . . . » .
شأن و موضع و مقامى است كه از جانب خدا به بندگان برگزيدهاش اعطا شده است و در تمام اعصار ادامه داشته و خواهد داشت . « 2 » و به اين ملاحظه است كه در نظام امامت ، وقتى از جانب ولىّ امر ، خواه شخص امام يا كسانى كه از جانب او منصوب و معين شدهاند و يا هريك از فقها كه در عصر غيبت نيابت عامّه دارند ، امرى صادر گردد ، بايد اطاعت شود و مخالفت آن ، در حكم ردّ حكم خدا و شرك به خدا مىباشد .
لذا در بعضى تفاسير از آيه شريفه :
« فَمَن كانَ يَرْجُوا لِقآءَ رَبّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبّهِ أَحَداً » ؛ « 3 »
« پس كسى كه به لقاى ( رحمت ) پروردگارش اميدوار است بايد نيكوكار شود و هرگز در پرستش خدا ، احدى را با او شريك نگرداند » .
تفسيرى شده است كه از آن استفاده مىشود : شرك نورزيدن به خدا اين است كه در كنار نظام امامت كه نظامى الهى است ، نظامات ديگر و زمامدارى ديگران را نپذيرد و براى امامان ، كه رهبران اين نظام بوده و از جانب خدا ولايت بر امور دارند ، شريك قرار ندهد .
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 24 .
( 2 ) . رجوع شود به تعليقه 2 .
( 3 ) . سوره كهف ، آيه 110 .