اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است :
« ما للَّهِ عَزَّوَجَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنّي ، وَلا للَّهِ مِنْ نَبَأٍ أَعْظَمُ مِنّي » ؛ « 1 »
« براى خداوند عزّوجلّ نشانه و خبرى بزرگتر از من نيست » .
تشريعاً نيز اكبر آيات و اسماى الهى است و در محيط اختيار و هدايت ارادى ، معرفت خدا بدون شناسايى او و استفاضه از انوار علوم و راهنمايىهاى او كامل نخواهد شد و شرح و تفسير الهيات و معارف فطرى را بايد از امام فرا گرفت .
و ممكن است معناى اينگونه احاديث اين باشد كه چون يكى از اسباب كمال معرفت ، اطاعت اللَّه است ، هرچه شخص عارف در ميدان اطاعت سير و حركت كند و عبادت و اطاعتش بيشتر شود ، عرفانش زيادتر مىگردد و مددهاى غيبى بيشتر به او مىرسد ، چنانكه معرفت هم هرچه زيادتر شود ، شوق و رغبت به عبادت و اطاعت الهى در انسان زيادتر مىشود ، تا حدى كه همه دواعى غير الهى در انسان بىاثر مىگردد .
از اين جهت ، چون اطاعت و عبادت خدا و چگونگى آن بدون دريافت برنامه و دستور العمل آن از امام و اطاعت از او حاصل نمىشود اين مرتبه از معرفت كامل كه در كمال هم مراتب دارد بدون معرفت امام محقّق نخواهد شد ؛ بلكه هركسى به حسب فقر و نيازى كه دارد ، گمان مىكند زبان آن را دارد و مىتواند با او سخن بگويد و حاجت بخواهد و همينطور هم هست ، همه با او مرتبط مىشوند و بين بنده و خدا ، هر وقت بخواهد او را بخواند ، مانع و حجابى نيست و خدا ناله همه را مىشنود .
اگر راهنمايىهاى امامان عليهم السلام و دعاها و سيرهء آنها در مقام عمل در اختيار ما
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 207 .