« آيا آنكه خلق را به راه حقّ رهبرى مىكند ، سزاوارتر به پيروى است يا آنكه نمىكند مگر آنكه خود هدايت شود ؟ ! شما مشركان را چه شده و چگونه چنين قضاوت باطل براى بتها مىكنيد » .
و همچنين مىفرمايد :
« وَما يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ . . . * وَلَا الظّلُّ وَلَا الْحَرُورُ » ؛ « 1 »
« هرگز كور و بينا مساوى نيست . . . * و آفتاب و سايه يكسان نيست » .
« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » ؛ « 2 »
« بگو ( اى پيامبر ) آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند يكسانند ؟ » .
و همانطور كه پيش از اين به آن اشاره كرديم ، از آياتى مثل :
« إِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً »
و « إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً »
و « لا يَنالُ عَهْدِى الظّالِمِينَ »
كاملًا استفاده مىشود كه :
اوّلًا : از لحاظ اينكه امامت به جعل خدا است ، و خداوند عالم به تمام احوال و سوابق بندگان است و كارهايش مطابق حكمت و لطف است ، شخصى را به امامت منصوب مىنمايد كه صلاحيتش از همه جهات و ملاحظات مشخص و محرز باشد .
و ثانياً : چون عهد خدا است ، به ظالم و ستمگر داده نخواهد شد هرچند بالفعل ظالم نباشد ؛ زيرا از حكمت خداى حكيم و لطف او دور است كه عهد خود
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 19 و 21 .
( 2 ) . سوره زمر ، آيه 9 .