جهات تكوينى يا تشريعى غير امامت با عقيده به ثبوت تمام صفات كماليه و جماليه ذاتيه و فعليه براى خدا منافات دارد .
و همانطور كه " بعث رسل " و " انزال كتب " برحسب حكمت الهيه واجب است ، " نصب امام و تعيين او " نيز لازم است .
از جمله ادلّه اين است كه برحسب آنچه گذشت و دلايل ديگر كه در كتابهاى كلام ذكر شده است ، امام بايد معصوم و در ساير صفات كمال ، سرآمد و اكمل از تمام افراد بشر باشد و بر اين جهات خصوص عصمت كه از امور نهانى و پنهانى است ، غير از خدا و كسانى كه با عالم غيب ارتباط دارند كسى آگاه نيست ؛ لذا بايد نصب امام از جانب خدا باشد .
و امّا نقل : از آيات قرآن مجيد و احاديث شريفه استفاده مىشود كه نصب امام از شؤون الهى مىباشد و از جمله آياتى كه دلالت بر هدايت الهى و عموميت و كمال آن دارند و به طلب هدايت از خدا و استمرار و عدم انقطاع آن در تمام ازمنه ارشاد و تأكيد مىنمايند ، استفاده مىشود كه : صفت " هادويت " الهى اقتضا دارد كه بندگانش را به سوى امام آن الگوى كامل و جلوه اسم " الهادى " و " الولىّ " و " الحاكم " هدايت فرمايد .
بديهى است صفت " هادويت تكوينيه و تشريعيه الهى " ، مثل تمام صفات ذاتيه و فعليه الهى در نهايت كمال است و در آنها هيچگونه نقصى فرض نمىشود و در مبدأ فيّاض على الاطلاق هيچگونه بخل و امساك فيض نيست ؛ بنابراين كمال فيّاضيت و هادويت او اقتضا دارد كه هم بندگانش را به سوى امام هدايت كند و هم به وسيله امام آنها را مسؤول هدايتهاى ديگر فرمايد ، چنانكه قبلًا هم اشاره شد .
نابغه عالم علوم معقول و منقول ، علّامه حلّى قدس سره در كتاب " الفين " هزار دليل بر لزوم نصب امام بر خدا و اينكه شأنى از شؤون الوهيت است ، بيان فرموده است كه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٣٤