كشورهاى اسلامى - به خصوص پس از بيدارىهاى اخير مسلمانان و توجّه آنها به ارزشهاى و ذخاير و امكانات مادى و معنوى خود - مسلمانان حداقل اين را دريافتهاند كه اسلام مىتواند به عنوان قدرت سوم در برابر دو قدرت شرق و غرب كه به تدريج ملّتها و مردم از آنها مأيوس و به ماهيت استكبارى و استضعافشان پى بردهاند ، در جهان عرض وجود نمايد ، و براى اين دو قدرت طاغوتى و شيطانى ، به صورت خطرى جدّى درآمده است . لذا به حيلهها و نيرنگها متوسّل مىشوند و شعارهايى را كه براى مسلمانان جالب است ، در قالب روسى يا آمريكايى مىريزند ، تا اينكه مسلمانان را از مقصد مستقيم خود منحرف سازند .
به طور مثال : يكى از اين شعارها ، شعار ضد كمونيستى و شعار ديگر ، شعار ضد صهيونيستى است . هر دو شعار است و مسلمان ، هم ضد صهيونيسم است و هم ضد كمونيسم ، امّا اين دو شعار در كشورهايى كه رژيمهايشان وابسته به روس يا آمريكا است ، اصالتى را كه بايد داشته باشند ، ندارند . شعار ضدّ كمونيسم ؛ در كشورهايى مثل اردن و سعودى ، شعار ضدّ كمونيسم " آمريكايى " است و شعار ضدّ صهيونيسم و امپرياليسم در كشورهايى مثل يمن جنوبى و رژيمهايى كه حتى از محكوم كردن تجاوز شوروى به افغانستان خوددارى كرده و آن را تأييد مىنمايند ، شعار ضدّ امپرياليزم و ضد صهيونيسم " روسى " است ؛ كه البته تفاوتهايى بين اين دو جبهه متقابل هست ؛ امّا به هر حال ، پيوستن به هر يك از اين دو شعار ، بايد اسلامى باشد و بايد هر دو باشند و ملاك بايد پيوستن به اسلام باشد . و گرنه آمريكا هم ضدّ كمونيسم است ، و روسيه هم ضدّ صهيونيسم ، ضدّ كمونيسمى كه ضدّ صهيونيسم و آمريكا نباشد ، اسلامى نيست و ضدّ صهيونيستى كه ضدّ كمونيسم و روسيه نباشد هم ، اسلامى نيست و اتّحاد و همبستگى مسلمان با هر يك از آنها جايز نيست .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٦٥