تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
بعضى از بندگان ، طبق حكمت و مصلحت لازم است . و اطلاق برخى از اسماء الحسنى بر عبد ، به لحاظ افعالى كه از عبد طبق اين قدرت و ولايت صادر مىشود ، با وجود قرينه حاليه يا مقاليه‌اى كه نحوه اطلاق آن اسم را - و اينكه به ملاحظه اتّصاف ذات به طور استقلال به مبدأ آن نيست - معلوم سازد ، جايز است ، چنان‌كه عهده دار بودن بشر مناصبى را - مانند ملائكه - غلو نمىباشد و با بشريت او منافى نيست . 6 - چنان‌كه تصرّف و ولايت مذكور در بند پنجم ، به اعطاى قدرت بر تصرّف از جانب خدا جايز است ، به واسطه علوم اكتسابى و يا به تعليم خدا و علوم لدنّى به اسباب و مسبّبات نيز به طور كلّى يا جزئى ممكن است . 7 - ولايت و قدرت تصرّف در اكوان ، به اين نحو كه خداوند متعال اشيا را تكويناً فرمانبر و مطيع او قرار دهد ، مانند نرم شدن آهن براى داود نبى - على نبينا و آله و عليه السلام - جايز است و شرك و تفويض نيست . 8 - عهده‌دار بودن اداره تمام سازمان كاينات ، به طور غير مستقل و طبق قضا و قدر الهى و به عنوان مأموريت از جانب خدا ، و عامل اجراى ارادهء حقّ و وسيله و واسطه بودن - مانند ملائكه مقسّمات و مدبّرات - شرك و غلوّ و منافى با توحيد نيست ؛ امّا چون با بسيارى از آيات قرآن و احاديث منافات دارد ، قول به آن در حقّ نبىّ و ولىّ ، محتاج به دليل قاطعى است كه قرينه بر صرف آيات و روايات مزبور از ظواهرشان باشد . بله ، به طور موجبه جزئيه ، اين مقام براى ملائكه و بشر ثابت است و شكّى در آن نيست . 9 - ولايت شخص بر نفس خود و آنچه مسخّر بشر است ، تفويض نمىباشد . 10 - بعضى خوارق و معجزاتى كه به وسيله انبيا و اوليا اظهار مىشود ، فعل خدا است و برخى معجزات ، فعل شخص نبىّ يا ولىّ است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 113 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني