11 - ولايت تكوينيه - كه تكوينيه صفت ولايت باشد - به هر قسم و به هر نحو فرض و تصوّر شود ، حتى مستقلّه و ذاتيه ، حادث و غير ازلى و تكوينى خواهد بود ، و از سنخ ولايت ازليه و غير حادثه نيست . و اگر تكوينيه صفت به حال متعلق موصوف گرفته شود ، شامل ولايت ازليه الهيه بر امور تكوينيه نيز مىشود .
12 - علّت فاعلى آفرينش ، اراده خداوند متعال است ، و پيغمبر و ائمّه اطهار - عليهم الصلاة و السلام - علّت غايى مىباشند .
13 - اعتقاد به اينكه وجود امام و منزلت و اثر او در عالم كبير ، تكويناً به منزلت و اثر قلب در عالم صغير و هسته مركزى اتم و شمس در منظومه شمسى است . و به عبارت ديگر : وجود پيغمبر و امام تكويناً در تربيت و رسيدن فيض الهى به ساير ممكنات و بقا و فعليت استعدادات و رشد و كمال آنها مؤثر است ، غلوّ و شرك و تفويض نيست و احاديث معتبر بر آن دلالت دارد .
14 - همانطور كه عقل انسان عالم صغير و غيب وجود بشر را اداره مىنمايد و بر آن حكومت دارد ، همينطور امام براى ادارهء امور عباد و رتق و فتق و حلّ و فصل و تنظيم شؤون آنها ، حكومت و ولايت دارد ، كه جامعه را به سوى فلاح و رستگارى رهبرى نمايد ، هرچند اين رهبرى و ولايت ، جعلى ، و رهبرى عقل و فرمانبرى اعضا و جوارح از او تكوينى است .
15 - بر حسب ظواهر آيات و احاديث ، خلق مجردات و ارواح مادّيات و اجسام از عدم ، بلاواسطه فعل خدا است و تمام اينها خلق او مىباشند و فاعل و علّت حقيقى ، فقط ذات بىزوال او است ، و اطلاق علّت به معناى مؤثر در وجود و خلق شىء در حقّ چيزى و كسى جز او جايز نيست ؛ امّا خلق چيزى از ماده - مثل صورت پرنده از گل ، يا شير از صورت پرده - به اذن و طبق مصالح ثانوى و عارضى جايز است و واقع شده است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٤