و آن شاعر پاك نهاد كه سروده است :
ابر دوش پيغمبر پاك رأى * خدا دست سود و خداوند پاى
و آن كه اين شرف و عزّت را به اين بيان شرح داد :
« النّبِي الْمُصْطَفى قالَ لَنا * لَيلَة الْمِعْراجِ لَمّا صَعِدَهُ
وَضَعَ اللهُ عَلى ظَهْري يداً * فَارانِي الْقَلْبَ انْ قَدْ بَرَّدَهُ
وَ عَلِيٌ واضِعُ رِجْلَيهِ لي * بِمَكان وَضَعَ اللهُ يدَهُ » « 1 »
همه و هر يك به منقبتى از مناقب آن حضرت اشارتى كردهاند .
با اين همه كه علما و حكما ، چهارده قرن است از فضايل او گفتهاند ، تا علم ، فضيلت ، زهد ، عدل و كمالات انسانى مورد ستايش است ، آيندگان او را ستايش خواهند كرد .
و با اين قصايد و اشعار بىشمار و هزارها كتاب و مقاله كه پيرامون شرح شخصيت اين انسان أكمل و و الا نوشتهاند و همه داد سخن را دادهاند ، باز هم همانند روزهاى نخست براى گويندگان و انديشمندان ، مجال سخن باز و بلكه بازتر شده است .
همانطور كه در احاديث شريفه بيان شده است ، على عليهالسّلام معجزهاى است كه خداوند به رسول گرامىاش خاتم الانبياء صلّى الله عليه و آله و سلّم عطا فرمود ؛ معجزهاى كه از همه
هامش
( 1 ) . اين اشعار منتسب به شافعى است كه در كتب مختلف نقل شده است از جمله : تاريخ الخميس ديار بكرى ، جلد 2 ، صفحه 87 ؛ الغدير علّامه امينى ، جلد 7 ، صفحه 12 .