و گاهى با زبان معجزْ بيان و حقيقتترجمان ، فرموده باشد :
« لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ كُتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ . » « 1 »
يا ارزش يكى از ميدانهاى جهاد آن مجاهد فى سبيلالله را در راه اعلاى كلمة الله و دفاع از حق ، افضل از عبادت جنّ و انس و يا تمام امّت معرفى كرده باشد ، ديگران در مدح و ثناء آن حضرت چه مىتوانند بگويند ؟ !
همه در برابر آفتاب جهانتاب محمدى و درياى بيكران علم احمدى صلواتالله عليه و آله ، چون ذرّه و قطره ، بلكه از آن هم كمترند .
كلام بزرگان در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام
حقيقت اين است كه با جملهها و كلماتى كه حروف آنها از بيست و نه حرف بيشتر نيست ، نمىتوان از بزرگ بنده خاص و مخلص خدا ، كه در آيات بسيارى از قرآن ، خداوند متعال ، خود او را وصف و مدح فرموده است ، توصيف و ستايش كرد ؛
وَ إن قَمِيصاً خيطَ مِنْ نَسْجِ تِسْعَةٍ * وَ عِشْرينَ حَرْفاً عَنْ مَعاليهِ قَاصِرٌ
مدايح شايستهاى كه از آن امام عظيم ، رهبر موحّدان ، پيشواى مجاهدان ، سرور زهّاد و دادگران و اميرمؤمنان شده ، هر چه رسا و شيوا بوده ، به ناحيهاى از نواحى عظمت آن حضرت اشارت دارد .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، جلد 40 ، باب 91 ، حديث 114 .