است و مالك كلّ عظمتهاى انسان ما فوق و برتر و خليفة الله بر حق است و دوستى او عنوان صحيفه مؤمن و علامت طهارت مولد است ، اگر انسان ، همه زبانهاى گويا را در دهان داشته باشد و با هر كدام از آنها جاودانه مدح و ثنا بگويد ، از حرف نخستين مدح او ، بيشتر نخواهد گفت و زبان حالش اين شعر خواهد بود :
اين شرح بىنهايت كز وصف يار گفتند * حرفى است از هزاران كاندر عبارت آمد
وصف على از زبان پيامبر عليهماالسّلام
در آن ميدانى كه پيامبر اعظم ، عقل كل ، خاتم رسل و هادى سبل صلّىالله عليه و آله و سلّم ، بر حسب احاديث معتبر و مشهور بينالمسلمين ، از آن حضرت ، آن همه تمجيدات و تعريفات رسا و پر از معنا فرموده باشد و او را با حق و با قرآن ، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غير قابل افتراق دانسته باشد ، و گاه فرموده باشد :
« وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي فِيكَ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ الْيَوْمَ فِيكَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ لِلْبَرَكَةِ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، جلد 40 ، باب 91 ، حديث 114 .