فرموده است ؛ كه با تعبيرى مثل : « انى نزلت الذكر و انى له لحافظ » بيان نمىشود .
نكته ديگر اين است كه گاهى بعضى كارهاى الهى به واسطه ملائكه - كه جنود و عدد آنها را هم غير از او كسى نمى داند : « و ما يعلم جنود ربّك إلّاهو » - انجام مىگيرد و ملائكه مدبّرات يا مقسّمات و ديگران كه مأموريّتهايى دارند ، به عنوان واسطه عمل مىكنند . براى اين كه اشاره به اين باشد كه اين عمل بدون واسطه انجام نشده ، به لفظ جمع متكلّم مع الغير بيان مىشود ؛ مثل اينكه بلا تشبيه مدير يك كارخانه و مؤسّسه - كه همه امور و جريان آن كارخانه به واسطه يا بىواسطه ، كار اوست - مىگويد : اين كار را كرديم ، و گاه ضمير متكلّم وحده بيان مىشود كه عنايت خاص به چيزى و به خلق بلاواسطه چيزى معلوم شود و احتمال مداخله غير و وسايط دفع شود ؛ مثل : « يا موسى اننى انا الله » كه در مثل اين مورد ، استعمال ضمير متكلّم مع الغير منافى با مقصود است .
اميرالمؤمنين عليه السلام
علم اميرالمؤمنين عليه السلام به شهادت خود
س . از خطيبى شنيدهام كه حضرت على عليه السّلام از شهادت خود در روز بيست و يكم رمضان به وسيله ابنملجم عليهاللّعنة آگاهى داشته است . چرا علاج واقعه قبل از وقوع نكردند با وجود آنكه قرآن فرموده : « لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة » ؟
ج . اين ايراد كه با اين علم چگونه اميرالمؤمنين اقدام به هلاكت خود فرموده و با اراده و اختيار به مسجد تشريف بردند ؛ يا بعضى ديگر از ائمه عليهم السّلام دانسته و با عدم اجبار به تناول ، سمّ و زهر را ميل فرمودند ، فقط در اين مورد جارى نيست و نظير آن در موارد ديگر نيز قابل طرح است . جواب اين است كه
اوّلًا ، اين عالم و نظام آن بر اين اساس است كه حوادث و امور مادّى ، جز در