فصل پنجم : توحيد صفاتى و افعالىدر نهجالبلاغه
در نهجالبلاغه جملههايى هست كه چون از آنها توحيد به مطلق معانى و معانى مطلق آن و نفى شرك به طور مطلق استفاده مىشود ، به اطلاق بر توحيد صفاتى و افعالى نيز دلالت دارند ، مانند اين جملهها :
وَ أَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ . « 1 »
و شهادت مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست ، يگانه است و شريكى ندارد .
فَأَمَّا الظُّلمُ الَّذي لا يُغفَرُ فَالشِّركُ بِاللَّهِ . « 2 »
و امّا ظلمى كه هرگز آمرزيده نشود شرك به خداست .
اين گونه جملهها بر نفى شريك براى خدا به تمام معانى دلالت دارد .
معذلك به خصوص در موارد متعدّد به توحيد صفات تصريح فرموده است مانند :
هامش
( 1 ) . همان ، خطبههاى 2 و 84 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 175 .