هر چيزى در برابر او فروتن و خاضع است ، و هر چيزى به او برپاست .
بىنيازى و توانگرىِ هر فقير و نيازمند است ، و عزّت هر ذليل است ، و قوّت هر ضعيف است ، و پناهگاه هر مضطرّ اندوهگين است . هر كس سخن بگويد سخنش را مىشنود ، و هر كس سكوت كند از سرّ و رازش آگاه است ، و هر كس زندگانى نمايد روزيش بر اوست ، و هر كس بميرد بازگشتش به سوى اوست .
اگر در اين بيانات شريف ، نيك توجّه شود ، مسألهء توحيد و عدم شريك كاملًا از آن استفاده مىگردد ، زيرا كسى كه همهء اشياء براى او خاضع و به او برپا باشند ، واحد و يكتاست و شريك بارى اگر شىء است ، به مقتضاى اين كلام ، خاضع براى او و به او برپاست ، بنابراين شريك نيست ، و اگر شىء نيست پس چيزى نيست و عدم است و نظير اين دو جمله است : «
لَهُ الإِحاطَةُ بِكُلِّ شَيءٍ ، وَ الغَلَبَةُ لِكُلِّ شَيءٍ ، وَ القُوَّهُ عَلى كُلِّ شَيءٍ » « 1 »
. همچنين جملههاى «
غِنى كُلِّ فَقيرٍ . . .
» و امثال آنكه در قرآن مجيد و نهجالبلاغه و ادعيه و احاديث بسيارند ، همه دلالت بر توحيد و عدم شريك مىنمايند مانند اين آيه : « اللَّهُ يَعلَمُ ما تَحمِلُ كُلُّ أُنثى وَ ما تَغيضُ الأَرحامُ وَ ما تَزدادُ وَ كُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقدارٍ . عالِمُ الغَيبِ وَ الشَّهادَةِ الكَبيرُ المُتَعالِ » « 2 » و ساير آياتى كه دلالت بر صفات ذات و صفات فعل مىنمايد .
جملههايى از نهجالبلاغه مثل : «
لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ . . . الَّذي لَيسَ لِصِفَتِه حَدٌّ مَحدودٌ » « 3 »
، « قَد عَلِمَ السَّرائِرَ » « 4 »
، « . . . المَعروفِ مِن غَيرِ رُؤيَةٍ ، وَ الخالِقِ مِن
هامش
( 1 ) . همان ، 85 .
( 2 ) . رعد ( 13 ) ، آيات 8 و 9 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 1 .
( 4 ) . همان ، 85 .