شب عاشقان بىدل
شب عاشورا ، خيام طاهرهء حسين عليه السلام و لشكرگاه آن حضرت پر از صفا و معنويت و شوق لقاء الله بود ؛ صداى دلنوازشان به مناجات ، بلند بود و تهجد و عبادتشان به انسانيت بها و ارزش مىداد :
لهم دوىّ كدوىّ النحل ما بين راكع وساجد وقائم وقاعد « 1 »
هيچ يك از آنها از اينكه فردا شب ، زنده نيست متأسف نبود ؛ فقط آن غيرتمندان با شهامت از اين جهت نگران و متأسف بودند كه مىدانستند فردا شب ، اين با عظمتترين بانوان بيوت شرف و كرامت ، اسير دشمن مىشوند و حمايت كنندهاى ندارند .
شب اتمام حجتها
منظرهء شب عاشوراى حسين و اصحاب آن حضرت ، اتمام حجت ديگرى با سپاه كوفه بود كه بدانند مىخواهند چه جنايت عظيمى را مرتكب شوند ؛ تا بفهمند كه با شبزندهداران و قاريان قرآن و بهترين خلق خدا رو به رو هستند ؛ اگرچه بيشتر چهرههايى كه براى يارى حسين عليه السلام آمده بودند براى آنها ناشناخته نبود .
ستارگان سپاه سيدالشهدا
حبيب بن مظاهرها و مسلم بن عوسجهها ، همه از كسانى بودند كه سوابقشان در اسلام بر بيشتر سپاه كوفه به خصوص سران نامردشان پوشيده
هامش
( 1 ) . براى آنان آوازى بود همانند آواز زنبوران در حالى كه برخى در حال ركوع ، برخى در حال قيام و برخى در حال قعود بودند .