بىنظير و بىبديل ، براى بذل جان در راه خدا ، عزت ، كرامت ، شرف انسانيت ، اعلاى كلمهء الله و احياى معالم دين تصميم مىگيرند و هيچ گونه فشار ، تهديد و اوضاع ناگوار - از شهادت جوانان ، تشنگى كودكان و اسارت فاضلترين و با شخصيتترين بانوان - به قدر ذرهاى در تصميم آنها اثر نمىگذارد .
و موضع نحس ، ناپاك ، پليد ، ضد انسانى و بىشرمانهء سپاه كوفه كه با خدا اعلان جنگ دادهاند ، مىخواهند با فرزند رسول خدا بجنگند و او و تمام يارانش را تشنه لب از دم شمشير بگذرانند و محترمترين و معتبرترين بانوان درگاه خدا را اسير سازند .
گروه ابن سعد و شمر و سنان و خولى و يزيد و ابن زياد را طمع به جوايز و پست و مقام و يا بيم از يزيد و ابن زياد به كربلا كشانيده بود و گروه حسين عليه السلام و حزب خدا به شوق درك درجات عاليه ، دفاع از نواميس دين و حرم نبوت و ولايت در آن ميدان آزمايش ، حاضر شده بودند .
سپاه سعادت و لشكر شقاوت
منظرهء شب عاشوراى كربلاى سال 61 هجرى قمرى منظرهاى عبرت انگيز و آموزنده بود ؛ سعادت ، مناعت و بلندى همت از سيماى ياران امام حسين عليه السلام ، و شقاوت ، دنائت و پستى از چهرهء پليد پيروان بنى اميه هويدا بود .
سپاه حسين عليه السلام كه خود را چون رهبرشان ، سعيد مىدانستند و به موقفى كه داشتند افتخار مىكردند و در حُسن عاقبت خود هيچ شبهه و شكى به دل راه نمىدادند و فاصلهاى بين خود و رستگارى و رسيدن به