تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
حسين قمى « 1 » كه براى امر به معروف و نهى از منكر به تهران عزيمت كرده بود محصور و به عتبات عاليات تبعيد گرديد . در واقعهء ملى شدن نفت نيز علما در صف اول جهاد قرار داشتند و مرحوم استاد آيت الله حاج سيد محمد تقى خوانسارى بود كه در اين جهاد با مقام مرجعيتى كه داشت ، وارد شد و مرحوم آيت الله كاشانى « 2 » را - كه نهضت ملى شدن نفت بر اثر زجرها ، تبعيدها و آزارهايى كه او متحمل شد ، به اوج خود رسيد - تأييد كرد و علماى ديگر در تبريز ، مشهد ، اصفهان ، شيراز و شهرهاى ديگر نيز همه آن را همراهى كردند تا به ثمر رسيد . و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى كه از ضررهاى تسلّط استعمار و امتيازاتى كه كسب كرده بود ، آگاهى كامل داشت و شخصاً هم صدماتى از آن ديده بود مبارزه عليه كمپانى نفت جنوب و انگليس را تأييد مىكرد . بعد از واقعهء 28 مرداد ايشان يگانه سدّى بود كه استبداد را از پيشروى باز داشت و در چند مورد به شدت آن را عقب زد ، اما به عللى - كه در اينجا مجال شرح آن نيست - اوضاع و احوال ، يك حركت كلى عليه استبداد را اجازه نمىداد ؛ زيرا استبداد با وجود ايشان تا حدى محافظه‌كارى مىكرد و متوجه بود كه اگر ملت را تحت فشار بيشتر قرار دهد و طرفيت خود با اسلام را ظاهر سازد ، با وجود رهبرى قوى و شجاع و موحدى مانند ايشان ، انفجارى كه موجب خطر براى ديكتاتورى مىگردد ، به وجود خواهد آمد ؛ از اين رو با محافظه‌كارى و ريا و حيله رفتار مىكرد و آيت الله بروجردى هم كه كاملًا متوجه اوضاع و واقف به مقتضيات بود ، موقف خود را كه طبعاً موقف ضدّ استبداد بود نگهدارى مىنمود تا اينكه ايشان به نحو طبيعى يا چنان كه بعضى احتمال مىدهند ، غير طبيعى چشم از جهان فرو بست . « 3 » پس از درگذشت ايشان رژيم كه وجود آن مرحوم را يگانه مانع اجراى مقاصد خود و
هامش
( 1 ) . حاج آقا حسين قمى ( 1366 ) از بزرگان علما و مشاهير مراجع تقليد است كه بعداز آيت الله سيد ابو الحسن اصفهانى به مرجعيت رسيد و در جريان كشف حجاب عليه رضا شاه پهلوى قيام كرد و پس ازواقعه مسجد گوهرشاد از تهران به عراق تبعيد شد . در سال 1362 ق جهت زيارت امام رضا عليه السلام به مشهد مىآيد و پيشنهاداتى را به دولت جهت اصلاح امور ارائه مىكند . نهضت روحانيون ايران ، ج 1 ، ص 408 ؛ و چالش‌هاى روحانيت و رضا شاه ص 154 ؛ مجله نور علم ، ش 1 دورهء دوم مقاله نگارنده . ( 2 ) . آيت الله سيد ابوالقاسم كاشانى فرزند سيد مصطفى ( 1264 - 1340 ) از علماى مبارزى بود كه در 25 سالگى به درجه اجتهاد نايل آمد . مبارزات سياسى خود را از دوران جوانى در نهضت مشروطيت آغاز كرد و در عراق ادامه داد و در جريان انقلاب 1920 عراق محكوم به اعدام شد . انگليسىها پس از 28 ماه كه او را زندانى كرده بودند ، به ايران تبعيد كردند و در ايران نيز با استبداد داخلى و استعمار خارجى مبارزه كرد . يكى از فرازهاى مهم مبارزاتى ايشان جهاد و پيگرد مستمرش در نهضت ملى شدن صنعت نفت ( 29 اسفند 1329 ) بود . معظم له در دههء 1320 و 1330 رهبر روحانى و سياسى شيعه محسوب مىشد و نماينده تهران و رئيس دوره هفدهم شوراى ملى بود . برخى از منابع شرح حال اين عالم سياستمدار ضد استعمار و مجاهد كه عمرى را به مبارزه و جهاد گذراند ، عبارتند از : انقلاب اسلامى و ريشه‌هاى آن ، ص 192 : اثر آفرينان ، 5 ، ص 9 ؛ نهضت روحانيون ايران ، ج 1 ، ص 456 ؛ علماى مجاهد ، ص 370 ؛ آيت الله كاشانى رايت استقلال ؛ تاريخ و فرهنگ معاصر ، س 2 ش 766 ؛ نقش علماى شيعه درروياروى با استعمار ، 243 ، 244 ، 247 ؛ روحانيت و نهضت ملى شدن صنعت نفت ؛ نقباء البشر ، 1 ، ص 292 - 293 ؛ آيت الله كاشانى و نفت از حسين گل بيدى ؛ فصلى از زندگى پيشواى روحانى حضرت آيت الله كاشانى ؛ روحانى مبارز آيت الله سيد ابوالقاسم كاشانى به روايت اسناد ( 2 جلد ) ؛ اختران فروزان رى و طهران ، 98 و 101 ؛ گنجينه دانشمندان ، ج 1 ، ص 267 - 271 ، و ج 6 ، ص 247 ؛ گلزار معانى ، ص 550 - 558 ؛ آيت الله كاشانى و سياست ، مهرش السادات علوى ؛ فرهنگ معين ، ج 6 ، 1522 . ( 3 ) . از جمله نك : سيناى فقاهت ، ص 253 ؛ مجموعه متون و اسناد روحانيت ، ش 66 ، ص 118 .