رسالت حوزههاى شيعه
در اينجا - كه به پايان پاسخ به پرسشها رسيدهايم - به چند نكته كه در شناخت رسالت حوزههاى علميه شيعه سودمند است ، اشاره مىنمايم :
1 . نقش روحانيت شيعه و حوزههاى علمى همگام با فعاليتهاى علمى و تحقيقات در رشتههاى مختلف ، تبليغ ، هدايت و شناساندن اسلام به دنيا و جوامعبشرى ، تأليفكتابهاى سودمند ، انتشارمقالات ، مجلات ، سخنرانىها ، مواعظ و تربيت افراد لايق و علماى عامل و صالح در همهء اعصار مؤثر و چشمگير بوده است و به تمام معنا در بالا بردن سطح معارف اسلامى مسلمانان و تبليغ آن به ديگران ، در تحرك و بيدارى شيعه و پايدارى و مقاومت آنها در برابر هجومها و يورشها در مقطعها و فرصتهاى مختلف ، عامل مهمى بوده و هست .
روحانيت و حوزههاى علمى شيعه در طول تاريخ حيات خود ، گرفتار سختترين فشارها ، اختناقها ، زندانها ، شكنجهها ، كشتارها و حملههايى شده است كه مىتوان گفت اگر به هر قوم و ملت ديگرى اين ستمها شده بود نابود و از صفحهء روزگار محو مىشد . با اين وجود با مقاومت و پايدارى كه ملت از خود نشان داد ، باقى ماند و تمام آن زورمندان و قدرتهاى بزرگ ، از بين رفته و منقرض شدند و مانند رضاخان ، « 1 » حسرت انقراض تشيع ، حوزههاى علمى و مكتب اهل بيت را به گور بردند . اين روحانيت شيعه بود كه در قرن معاصر ، استعمار را به زانو در آورد و انقلابهاى بزرگ را رهبرى كرد .
هامش
( 1 ) . رضا خان ( 1256 خ / 1295 ه - تا 1323 ) سرسلسهء رژيم غير مردمى و دست نشانده پنجاه و سه ساله پهلوى در ايران بود كه با يارى و پشتبانى بريتانيا بر سر كار آمد و مدت شانزده سال كشور ايران را در ظلمت استبدادى شگرف و هراس انگيز فرو برد . براى آگاهى از شرح احوال و كردههايش نگريسته شود به :
كلمهء الحق يا تاريخچه منظوم دورهء منحوس رضاخان پهلوى اثر طبع آيت الله آقاى آخوند ملا محمد جواد صافى ؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوى ، از مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ؛ حكم مىكنم ؛ تدوين عليرضا كمرهاى همدانى ، چالشهاى روحانيت با رضا شاه اثر داود امينى . با سرنگونى محمد رضا پهلوى و آخرين پادشاه سلطهء پهلوى در 22 بهمن ماه 1357 هجرى شمسى ، به وسيلهء قيام معجزه آسا و انقلاب اسلامى بساط حكومت شاهى برچيده شد .